برای حمایت از ساکنین غزه - مردم مظلوم فلسطین

این دیوارها آنقدر بلند نبودند
و این دستها آنقدر کوتاه نبودند
کنار بکش
کودکم را خوابانده ام
یا لالایی_من
یا شیهه ی تو
این توپولوفها
مرا به یاد گونه های خراشیده ی زن همسایه می اندازد
شانه هایم می لرزند.
آهنگ را عوض کنید
شالهای رنگینتان را در هوا به چرخ در آورید
شانه هایم را بلرزانید
دستهایم را
کمرم را به تاب بیاورید
بی تابم
اینجا غزه است
دیوارهایش حالا کوتاهند
دستهای مردمانش بلند
حیفا در گوشم می خواند!
پی نوشت:
به کجا چنین شتابان
گون از نسیم پرسید
دل من گرفته زینجا
سیاسی نیستم و جایی غیر از ایران را
هیچ وقت برای زیستن انتخاب نکرده ام . اما گاهی که اشکها را می بینم فکر می کنم همسایه ام نگران است . انگار مادرم اشک می ریزد و پدرم فرزندانش را به دندان میکشد. من به انسانیت فکر می کنم . چیزی کمیاب . شما سراغ دارید؟
منبع: بوته ی شمعدانی
باهاتون حرف دارم!
سلام!
مدتی ست که دیر آپ میکنم! خییییلی دیر...
حقیقتا وقت ندارم. کمتر از ۱ ماه و نیم دیگه کنور کارشناسی دارم، در نتیحه زمان کم میارم.
منو ببخشید!
شاید دفعه ی دیگر که آپ میکنم چندی از محرم را گذرانده باشیم.
التماس دعا


