تبليغاتX
ورود غربی ها ممنوع! - خموشانه - غربزدگی از دیدگاه جلال

 

 

به وبلاگ خموشانه خوش آمدید                                                       لطفا تا بارگذاری تمام صفحه اندکی تحمل بفرمایید و همواره شکیبا باشید                                                      استفاده از مطالب وبلاگ در صورت عدم سرقت ادبی برای اشاعه ی فرهنگ ایرانی بلامانع است                                                        کسی میتواند از سیم خاردارهای دشمن عبور کند که در سیم خاردار نفس خویش گیر نکرده باشد . شهید علی چیت سازیان                                                 قال رسول الله  (ص) :     محبت سه تن ما را به خدا نزدیک کرده است:    علی ، فاطمه و ابناهما                                           صمت و جوع و سهر و عزلت و ذكري به دوام / نا تمامان جهان را كند اين پنج تمام                                                 تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافریست / راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش                                         تنها بدیم این بود که بد را بد گویم و نیک را بد نگویم - م.طایر                                                                 بر چهره پر زنور مهدي صلوات ، بر جان و دل صبور مهدي صلوات / تا امر فرج شود مهيا بفرست ، بهر فرج و ظهور مهدي صلوات                                     اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام خدمت دوستان، بزرگواران و همیاران وبلاگ وزین خموشانه!

مدتی است جهت پربار شدن و تحول در وبلاگ تصمیم به درج مقالات و داستانک هایی به قلم حقیر و همچنین درج مطالب مهمی از کتاب غربزدگی مرحوم جلال آل احمد گرفته ام. به همین علت در ابتدای امر مایل به آشنایی بیشتر حقیر و شما با اهداف و اعتقادات جلال در غرب زدگی هستم. لذا خواهشمندم مطلب زیر را با دقت مطالعه نمایید و علاوه بر اظهار نظرتان در مورد این مطلب و تصمیم حقیر با ارسال مقاله های خود در راستای اهداف فرهنگی وبلاگ بنده را در این راه خطیر همیاری نمایید.

با تشکر(طـایر)


غرب زدگی از دیدگاه جلال 

براي جواناني كه در دامان انقلاب اسلامي پرورده شده‌اند، شايد اصطلاح «غرب‌زدگي» طنين  آشنايي داشته باشد؛ اما در دهة سي وضع اين‌گونه نبود، بيماري‌اي بود پنهان در رگ و پوست جامعه كه عوارضش آشكار، ولي حقيقتش نامكشوف بود. نخستين كسي كه از اين بيماري سخن گفت، فيلسوفي بود به نام سيد احمد فرديد. اما سخن فرديد بنا به دلايلي از محيط دانشجويي فراتر نرفت، تا اين‌كه طبيب و هنرمند تيزبيني، پرده از سيماي مكروه آن برداشت؛ و او كسي نبود جز زنده‌ياد جلال آل‌احمد. او در سال 1340 با نشر نوشته‌اي با نام «غرب‌زدگي» بلندترين صداي زمانة خودش بود كه تا مدتها طنين آن در گوشها شنيده‌ مي‌شد.


نگاه جلال به مقولة غرب‌زدگي نگاهي‌ آسيب‌شناسانه است. غرب و شرق براي او در قدم اول نه سياسي است و نه فلسفي و نه حتي جغرافيايي، بلكه بيشتر مفهوم اقتصادي و اجتماعي دارد. «غرب شامل همة ممالكي است كه قادرند به كمك ماشين، مواد خام را به صورت پيچيده‌تري درآورند و همچون كالايي به بازار عرضه كنند.» به نظر او اين مواد خام، فقط سنگ آهن نيست، يا نفت يا روده يا هم هست.


كتاب پنبه و كتيرا. اساطير هم هست، اصول عقايد هم هست، موسيقي ، از تعريف غرب و شرق آغاز مي‌شود و سپس به پديدة غرب‌زدگي مي‌پردازد و آن را دست كم چيزي در حد سن‌زدگي مي داند كه به جان خوشه‌هاي گندم مي‌افتد و آن را از درون مي‌پوساند. او با برشمردن مشخصات غرب‌زدگي آن را بيماري مردماني مي‌داند كه ماهيت فلسفه و تمدن غرب را درنيافته‌اند و تنها مصرف‌كنندة فراورده‌هاي ماشيني غرب اند. بخشهاي بعدي كتاب، علل و زمينه‌هاي به‌وجودآمدن چنين بيماري‌اي را دنبال مي‌كند. او متوجه مي‌شود كه توسعه‌نيافتگي، مادر آفات بعدي است كه خودش زمينه‌هاي داخلي و خارجي بسياري دارد. در عداد عوامل غرب‌زدگي به تمايل تاريخي به غرب، ناتواني در ساخت ماشين و رعب از آن، از دست دادن هويت فرهنگي، غفلت از سير تاريخي تمدن غرب، روشنفكران و حكومتهاي وابسته به غرب اشاره مي‌كند.


نمودهاي غرب‌زدگي و راههاي مبارزه با اين آفت، بخشهاي پاياني كتاب را شامل مي‌شود. آل‌احمد نمودهاي غرب‌زدگي را در تار و پود زمانة خودش منتشر مي‌بيند و نمونه هاي از آن را در معماري، مدرسه و حكومت نشان مي‌دهد. او مي‌گويد: «هركودك دبستاني به محض اين‌كه سرود شاهنشاهي را به عنوان سرود ملي از بركرد، نماز طاق نسيان مي‌نهد..» در بخش راهكارهاي بيرون‌شد از اين موقعيت نيز آل‌احمد هشت راهكار پيشنهاد مي‌كند كه در جاي خود قابل تامل اند.


نكتة قابل ذكر اين‌كه ديدگاه آل‌احمد در برخورد با غرب، منفعل نيست، بلكه فعال است. او دست خواننده را مي‌گشايد و برخورد نقادانه با فرهنگ غرب را تلقين مي‌كند. او در يك كلام مي‌گويد بلايي و صحيح‌تر بگوييم حادثه‌اي آمده است، اما در برابر آن نبايد دستپاچه شد، نبايد دچار اضطراب شد و نبايد به تقليد ناشيانه دست برد. بايد آن را شناخت و به قوت در برابرش ايستاد.

 

کتاب آفتاب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 1:30  توسط سید مسطبا  |