ورود فرهنگ و موسيقی غرب به ايران و مبارزه با آن (۱)
بخش اول
در تاريخ آمده که اولين پيانو در حدود سال 1214 ش.(1835 م ) به ايران وارد شد. اين پيانو را ناپلئون بناپارت به فتحعليشاه هديه کرده بود که پنج اکتاو داشت. در واقع ورود اين ساز به همراه جريانی وارد ايران شد که به آن تجددگرايي اطلاق می شد. ارتباط ايران با فرهنگ غرب از زمان صفويه و آن هم با دولت عثمانی شکل گرفت و بتدريج سير صعودی خود را طی کرد بطوريکه در ابتدا با ورود ابزار آلات و مستشاران اروپايي آغاز شد و بتدريج فرهنگ غرب و به تبع آن هنر اروپايي نيز به اين واردات اضافه گرديد. آنچه که مسلم است اين سير صعودی در عصر قاجاريه سريعتر از عصر صفويه، و در عصر پهلوی سريعتر از زمان قبل از خود طی می شد که البته اين سير در عصر حاضر با سرعتی به مراتب بيشتر از گذشته طی می شود. اما آنچه که در اين مقال مورد بحث ماست، وقايعی است که در بدو ورود اين فرهنگ رخ داده؛ چرا که هر آنچه که امروزه در موسيقی ما وجود دارد و چه درست و چه غلط ريشه دوانده، محصول اتفاقات، ديدگاهها و تصميمات آن زمان است. عواملی که پس از ورود فرهنگ غرب به ايران باعث اشاعة آن شدند به دو دسته تقسيم می شوند:
1. مستشاران و معلمانی که از کشورهای مختلف بالاخص فرانسه، به ايران آمدند
2. ايرانيانی که به هر علتی به موسيقی کلاسيک پرداختند( تحصيل در خارج از ايران، تحصيل در ايران و زير نظر مستشاران،.....)

معلمان و مستشاران خارجی
آنچه که مسلم است تنها دليل برای ورود مستشاران خارجی به ايران، انديشة تأسيس موسيقی نظام در ايران بود که اولين بار به ذهن عباس ميرزا وليعهد رسيده بود. در واقع در زمان فتحعليشاه قاجار، هيأت همراه سفير کبير روسيه در تبريز به همراه دستة موزيک نظامی نزد عباس ميرزا رفت و پس از آن بود که او ميل به تأسيس موزيک نظام در ايران کرد که اين ايده هفتاد سال بعد و در دورة ناصر الدين شاه به وقوع پيوست. آنچه که مسلم است:
موسيقی نظام، مهمترين و نخستين عرصه برای رواج موسيقی غربی در ايران و تأثير گذاری آن بر موسيقی ايران بود. در واقع موسيقی غرب در ابتدا در قالب موسيقی نظامی و از طرف سازمانهای دولت وابسته به دولت و قشون به ايران راه يافت و بتدريج از موسيقی نظامی فاصله گرفت و جريان مستقل خود را ادامه داد.
در بخش دوم ادامه مطالب و راه مبارزه با آن را بيان مي كنيم
منبع: طرب افزا