|
فرق دستگاه و آواز چیست؟
برای بسیاری از هنرآموزان در ابتدای کار این سوال مطرح میشود که مثلا چرا شور و ماهور و ..." دستگاه" و بیات اصفهان و دشتی و ... "آواز" نامیده میشوند .
منبع : وبلاگ آوای الوند |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 18:14 توسط طایر |
|
|
شب آرزوها ليله الرغائب اولين شب جمعه ماه رجب است كه براي آن اعمال و فضايل بسياري نقل كرده اند كه از آن جمله مي توان به روزه پنجشنبه و استغفار زياد اشاره كرد. شب جمعه اوّل ماه رجب را ليلة الرَّغائب مىگويند و از براى آن عملى از حضرت رسولصلى الله عليه وآله وارد شده با فضيلت بسيار كه سيّد در اقبال و علّامه در اجازه بنى زهره نقل كردهاند از جمله فضيلت او آنكه گناهان بسيار بسبب او آمرزيده شود و آنكه هر كه اين نماز را بگذارد چون شب اوّل قبر او شود حقّ تعالى بفرستد ثواب اين نماز را بسوى او به نيكوتر صورتى با روى گشاده و درخشان و زبان فصيح.
و در هر ركعت از آن يك مرتبه حمد و سه مرتبه اِنَّا اَنْزَلْناهُ و دوازده مرتبه قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَدٌمىخوانى و چون فارغ شدى از نماز هفتاد مرتبه مىگوئى اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ النَّبِىِّ الْأُمِّىِّ وَعَلى آلِهِ پس به سجده مىروى و هفتاد مرتبه مىگوئى سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَالرُّوحِ پسسر ازسجده برميدارى وهفتاد مرتبه مىگوئى رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ اِنَّكَ اَنْتَ الْعَلِىُّ الأَعْظَمُ پس باز به سجده مىروى و هفتاد مرتبه مىگوئى سُبُّوحٌ قُدّوُسٌ رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَالرُّوحِ پس حاجت خود را مىطلبى كه انشاءاللَّه برآورده خواهد شد. التماس دعا منبع: شبستان نیوز |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 17:12 توسط طایر |
|
|
افسوس كوتاهي در كارهاي گذشته را با تلاش در آينده جبران كنيد. مسند امام هادي(ع) / ص۳۰۴
چكيده اعمال ماه مبارك رجب از پيامبر گرامي اسلام (ص) روايت است كه رجب ماه بزرگ خداست و ماهي در فضيلت و حرمت به آن نمي رسد. جنگ و مبارزه با كافران در اين ماه حرام است و رجب ماه خدا، شعبان ماه من و رمضان ماه امت من است. پس در آن بسيار بگوييد: استغفرالله و اسئله التوبه ، يعني از خداوند آمرزش مي خواهم و از او خواستار توجه و احسانم. اميرالمؤمنين علي (ع) فرمود: هركه از ماه رجب يك روز اول ماه يا وسط ماه و يا آخر ماه را روزه بدارد گناهان گذشته و آينده او (يه شرط تقوي) آمرزيده شود.
نماز در هر شب ماه رجب در هر شب ، دو ركعت ، بعد از حمد سه مرتبه سوره كافرون و يك مرتبه سوره توحيد خوانده شود و چون سلام دهد دست ها را بلند كند و بگويد: لا اله الا الله وحده لا شريك له ، لهُ المُلك و لهُ الحَمدُ يُحيي و يُميت و همو حيُّ لا يَموت بيده الخير و هو علي كل شيء قدير و اليه المَصير و لا حول و لا قوه الا باالله العلي العظيم اللهم صلي علي محمد الني الامي و اله. و بكشد دست ها را به صورت خود. از حضرت رسول (ص) نقل است: كسي كه اين عمل را بجا آورد ، حق تعالي دعاي او را مستجاب گرداند و ثواب شصت حج و شصت عمره را به او عطا فرمايد.
التماس دعا دوستدار شما مسطبا |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 23:58 توسط طایر |
|
|
سلام دوستان عزیز و وفادار
این دفعه چیزی نمینویسم ! راستش خودم هم خسته شدم و حوصله ام سر رفته. به خاطر همین میخوام برای تنوع هم که شده تو این بخش براتون چند تا از عکس های خودم و دوستانم رو بزارم. البته بعد از این عکس ها بازم براتون مینویسم ولی حتما بین نوشته هام برای رفع خستگی کارهای جالبی می کنم. بهتره که بریم عکس ها رو ببینیم...
از سمت راست:سعید/سید محسن/میثم/مهرداد/خودم نمازخانه خوابگاه چمران از سمت راست: خودم/مهرداد/محمد علی اردوگاه لشکر ۴۱ ثارالله در اهواز
بدون شرح |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 23:42 توسط طایر |
|
|
<<<...هزاران چرا...>>>
بعضی ها سلام
یا علی
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 10:29 توسط طایر |
|
|
دو سال دیگر موسیقی ایران دگرگون می شود !!!
موسیقیدانی در ارمنستان زندگی می کرد که کارش ساززدن بود. از صبح تا شب در خانه می نشست و با ویولن سلش فقط یک نت را می زد و تکرار می کرد. همسر او به ستوه آمده بود و هر روز خسته تر از دیروز سعی می کرد از راه یافتن صدای ساز او که جز همان یک نت نبود به گوش هایش جلوگیری کند. یک روز در شهر خبر پیچید که دسته ای ویولن سل نواز به شهر آمده اند و قرار است در میدان اصلی برنامه اجرا کنند. زن به همسرش خبر داد و راهی میدان اصلی شد. کنسرتی بود که در آن سازها غوغا می کردند و لحظه ای قرار نداشتند. دست های نوازندگان برخلاف شوهرش روی ساز ثابت نمی ماند، به تندی حرکت می کرد و نت های بی شماری را به اجرا در می آورد. زن از این همه تحرک و صدا به هیجان آمده بود. بعد از پایان کنسرت به خانه برگشت و برای همسر ویولن سل نوازش تعریف کرد که آن نوازندگان چه کردند و چه تحرکی داشتند و دستانشان روی دسته ساز مرتب بالا و پایین می رفت، گفت؛ کاش تو هم مثل آنها ساز می زدی. مرد نوازنده جواب داد؛ آنها دنبال همین یک نتی می گردند که من می زنم.
این داستان را محمدرضا لطفی تعریف کرد و دستی به سازش کشید که کنار او روی مبل آرام خوابیده بود. در خانه لطفی که نور ملایم آباژورها، تاریکی شب را شکوهی دیگر می بخشید، همه چیز حکایت از سکون و سکوتی داشت که نوازنده بزرگ ما را قبل از کنسرت در خود حل می کند. شمع های روی میز، گل های شناور در تنگ شیشه ای پر از آب، پنجره ای با پرده های گشوده که از تهران تابلویی غرق در نور ساخته بود و همسری هنرمند که مشتاقانه در انتظار دیدن لطفی بر روی صحنه است. آرامش لطفی، فردا شب تبدیل به خروش می شود و کاخ نیاوران را در می نوردد. او بعد از ۲۴ سال دوباره درایران به روی صحنه می رود و با سازش حالی دیگر خلق می کند. ● شما از بدو ورود به ایران مباحثی را مطرح کردید که واکنش های مختلفی به دنبال داشته و بعضاً این واکنش ها تند بوده است. شما با چه هدفی از شیوه کمانچه نوازی و چگونگی آموزش موسیقی انتقاد کردید و آیا انتظار چنین واکنش هایی را داشتید؟... برای مطالعه تمام مصاحبه روی گزینه ادامه مطب کلیک نمائید... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 2:2 توسط طایر |
|
|
فاطمه اي طليعه عشق! اي بهانه هستي! اي عصاره وجود رسول(ص)! پيش از تو خداي عالم، بهانه اي براي آفريدن نداشت. عشق بي معنا مانده بود. فخر، فروتني، بزرگي، آبرو، زيبايي و كمال همه واژه هايي تهي، بي فروغ و بي نشان بودند. تو اما با طلوع خود برگستره زمان، عشق را معنا كردي؛ فخر را مايه مباهات شدي؛ فروتني در مكتب تو درس افتادگي آموخت؛ بزرگي، اوج از بلنداي تو يافت. آبرو حتي از تو آبرو گرفت؛ زيبايي را تو زينت بخشيدي؛ و ... بالاخره كمال نيز بواسطه تو تكامل پذيرفت. گاه شكفتن تو، لبخند رضايت بر لبان خدا جاري بود، فرشتگان هل هله كنان شعر سرور مي سرودند، عالم غرق در اشتياق بود، محمد(ص) اما در پوست خود نمي گنجيد.
مانده ام از تو چه بگويم؟ چگونه بگويم؟ كه قلم درمانده از ستايش توست؛ تويي كه: تجلّي خدايي و خداي تجلّي؛ كه تمام حسني و حسن تمام؛ كه دخت يكتاي رسولي و يكتا دخت رسول؛ كه كوثر حقيقتي و حقيقت كوثر؛ كه چشم روشن رسولي و روشناي چشم رسول (ص)؛ كه محبوبترين همسري و همسر محبوبترين؛ كه فخر كمالي و كمال فخر؛ كه تجسّم عصمتي و عصمت مجسّم؛ كه حقيقت ژرفي و ژرفاي حقيقت؛ كه طهارت محضي و محض طهارت؛ كه...
تو اما با طلوع خود برگستره زمان، عشق را معنا كردي؛ فخر را مايه مباهات شدي؛ فروتني در مكتب تو درس افتادگي آموخت؛ بزرگي، اوج از بلنداي تو يافت. آبرو حتي از تو آبرو گرفت. تاريخ هرگز از ياد نخواهد برد آن بامداد رؤيايي،آن پگاه شگرف كه تو در وجود آمدي، گاه شكفتن تو، لبخند رضايت بر لبان خدا جاري بود، فرشتگان هل هله كنان شعر سرور مي سرودند، عالم غرق در اشتياق بود، محمد(ص) اما در پوست خود نمي گنجيد، كودكان شادمانه اين و آن سو مي پريدند. زنان، بر مادر تو، خديجه، رشک مي بردند. و اينك... تو آن ماه تمامي كه روزي از مشرق سرزمين وحي درخشيدن گرفتي و امروز عالميان همچنان سرگشته و سرمست از حضور شكوهمند تو...
منبع : تبیان
اینجانب ولادت با سعادت دخت نبی اکرم ، مادر تمام شیعیان و فرزندش امام خمینی (ره) را به دوستداران اهل بیت(ع) و مسلمانان جهان مخصوصا شما ایرانیان عزیز تبریک عرض می نمایم یا علی سید مسطبا |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 14:49 توسط طایر |
|
|
درد دلی بین خدا و بنده گنهکارش خدایا با من قهری ...!!! بنده ی من نماز شب بخوان که یازده رکعت است... - خدایا! خستـه ام، نمـیتوانم نیمه شب یازده رکعت بخوانم! - بنده ی من! قبل از خواب این سه رکعت را بخوان... - خدایا! سه رکعت زیاد است! - بنده ی من! قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو - خدایا! من در رختخواب هستم و اگر بلند شوم، خواب از سرم میپرد! - بنده ی من! همان جا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله... - خدایا! هوا سرد است و نمـیتوانم دستانم را از زیر پتو بیرون بیاورم! - بنده ی من! در دلت بگو یا الله، ما نماز شب برایت حساب میکنیم..... بنده اعتنایی نمیکند و مـیخوابد..... - ملائکه ی من! ببینید من این قدر ساده گرفته ام، اما بنده ی من خوابیده است. چیزی به اذان صبح نمانده است، او را بیدار کنید، دلم برایش تنگ شده است،امشب با من حرف نزده است... - خداوندا! دو بار او را بیدار کردیم، اما باز هم خوابید... - ملائکه ی من! در گوشش بگویید پروردگارت، منتظر توست... - پروردگارا! باز هم بیدار نمـیشود! اذان صبح را مـیگویند، هنگام طلوع آفتاب است... - ای بنده! بیدار شو، نماز صبحت قضا مـیشود... خورشید از مشرق سر برمـی آورد. خداوند رویش را برمـیگرداند. ملائکه ی من! آیا حق ندارم که با این بنده قهر کنم؟ وای نه ... ! خدای مهربونم..... با منم قهری.....؟؟! ولی باز هم خدا من رو می بخشد ... و باز هم ... ! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 18:15 توسط طایر |
|
| خموشانه |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام دوستان
این وبلاگ رو بنده راه اندازی کردم تا به امید حق یه کار فرهنگی و هنری انجام بدم. البته پیرو سخنان مقام معظم رهبری, که ما میخوایم جلوی فرهنگ سازی غرب رو تا حد توانمون بگیریم. همین...! با عضویت در خبرنامه از به روز شدن وبلاگ با خبر شوید |
| لوگوی ما |
|
لطفا برای تبادل لینک و لوگو حتما تو قسمت نظرات مطلعم
کنید...
|
| لسيت دانلودها |
|
خوابهای طلایی نمونه صداي تار آواز مثنوي افشاري آرشیو دانلودها |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر و موسیقی مذهبی اخبار داغ مناسبت ها گفت و گوی ادیان فرهنگ و هنر سینما حدیث و جملات بزرگان طنز عکس تاریخ دانلود پاسخ انتقادات حرف دل |
| آمار بازدیدکنندگان |
|
|
| نظر سنجي |
|
|