تبليغاتX

من ایرانیم...غرب هرگز

 

به وبلاگ خموشانه خوش آمدید                                                       لطفا تا بارگذاری تمام صفحه اندکی تحمل بفرمایید و همواره شکیبا باشید                                                      استفاده از مطالب وبلاگ در صورت عدم سرقت ادبی برای اشاعه ی فرهنگ ایرانی بلامانع است                                                        مقام معظم رهبري: حفظ ايمان و معنويت در عموم مسلمين به ويژه نسل جوان و احياي ارزش هاي اسلامي مي تواند در مقابله با هجوم فرهنگي دشمن ، كارآيي فرهنگ اسلامي را بنماياند                                                       کسی میتواند از سیم خاردارهای دشمن عبور کند که در سیم خاردار نفس خویش گیر نکرده باشد . شهید علی چیت سازیان                                                 قال رسول الله  (ص) :     محبت سه تن ما را به خدا نزدیک کرده است:    علی ، فاطمه و ابناهما                                           صمت و جوع و سهر و عزلت و ذكري به دوام / نا تمامان جهان را كند اين پنج تمام                                                 گر به ديوان غزل صدر نشينم چه عجب    /    سالها بندگي صاحب ديوان كردم                                        در دنیایی که سراسر خشکسالی آن را احاطه کرده شاید بشود به باران فکر کرد.طـایر...                                                                 بر چهره پر زنور مهدي صلوات ، بر جان و دل صبور مهدي صلوات / تا امر فرج شود مهيا بفرست ، بهر فرج و ظهور مهدي صلوات                                     اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

فرق دستگاه و آواز چیست؟

music

برای بسیاری از هنرآموزان در ابتدای کار این سوال مطرح میشود که مثلا چرا شور و ماهور و ..." دستگاه" و بیات اصفهان و دشتی و ... "آواز" نامیده میشوند .
برای توضیح این مسئله نخست باید بفهیم که اصولا دستگاهها چگونه از هم شناخته می شوند و چه فرقی با هم دارند .
برای آغاز دستگاه ماهور را در نظر بگیرید ، همانطور که برای نوازندگان تار و سه تار مرسوم است و می دانند پرده های ماهور در گام دو همگی بکار هستند ( یعنی ربع پرده و نیم پرده نیستند یا به عبارت دیگر سری و کرن و بمل و دیز نیستند ) ( البته نوازندگان ویلن و کمانچه معمولا ماهور ر یا سل می نوازند که به ترتیب دو دیز و فا دیز می شوند ) حال مهمترین مسئله ای که مایه تفاوت دستگاهی از دیگری می شود خارج شدن پرده ها از حالت بکار می باشد مثلا اگر در دستگاه " ماهور دو" یا به عبارت بهتر " گام دو" نت می کرن شود حالت ایجاد شده را آواز افشاری می نامند ولی اگر نت لا کرن و سی بمل شود حالت جدید را دستگاه شور می نامند یا اگر لا کرن و می بمل شود این حالت را آواز بیات اصفهان می نامند و ... .
توجه داشته باشید که این تغییر پرده ها فقط جنبه نظری ندارد و هنگام شنیدن حتی برای کسانی که آشنا به دستگاهها نیستند ، اینکه حداقل تغییری ایجاد شده واضح است به این صورت که مثلا هنگام شنیدن ماهور احساس شادی بیشتری نسبت به شور در انسان ایجاد می شود یا دستگاه چهارگاه احساس شکوه و عظمت بیشتری نسبت به مثلا دشتی که سوزناک تر است دارد . البته این قواعد هرگز کلی نیست و اصولا موسیقی چیزی نیست که استثنا نداشته باشد . مثلا آهنگ معروف " ای ایران " در دستگاه دشتی که عموما غم انگیز است توسط استاد روح الله خالقی تصنیف شده است که کاملا حماسی است و این مسئله به توانایی و ذوق و استعداد آهنگسازان دارد که بتوانند چنین هنر نمایی ها را انجام دهند والا میتوان گفت که 90% تصنیف های دشتی سوزناک هستند مثلا آهنگهای عارف قزوینی مانند " گریه کن " و " گریه را به مستی بهانه کردم " و آهنگهای مرتضی محجوبی مانند " کاروان " و " نوای نی " و آهنگ " آه سحر" از روح الله خالقی .
حال به بیان فرق دستگاه و آوازها می پردازیم :
اصولا آوازها زیر مجموعه دستگاه ها هستند یعنی آوازها از نظر پرده هایی که نواخته می شوند مانند آن دستگاهی هستند که جزو آن هستند یعنی مثلا ابوعطا در پرده های شور نواخته می شود فقط با این تفاوت که نت شاهد تغییر کرده است ولی هرگز نمی توان ماهور را در پرده های شور نواخت مگر در مرکب نوازی که یک گوشه دلکش ماهور منطبق برگوشه شهناز شور می شود .
تقسیم بندی بدین صورت است :
-1
دستگاه ماهور شامل آواز راست پنجگاه می باشد .
2
-دستگاه شور شامل آوازهای دشتیابوعطا – افشاری – بیات ترک و نوا است.
3- دستگاه همایون شامل آواز بیات اصفهان است.
-4
دستگاه چهارگاه
5
- دستگاه سه گا ه
دسته بندی فوق را استاد علی نقی وزیری بنا نموده اند ولی قدما بر هفت دستگاه و پنج آواز معتقدند بدین صورت که راست پنجگاه و نوا را نیز دستگاه جداگانه به شمار می آورند ولی نوا نیز در پرده های شور و راست پنجگاه نیز در پرده های ماهور نواخته می شود که به این علت تقسیم بندی وزیری علمی تر به نظر می رسد.
البته عده ای نیز بر نظریه دوازده دستگاه معتقدند چون واقعا اگر جنبه نظری را کنار بگذاریم دستگاه ها هنگام شنیدن کاملا تفاوت می کنند و دیگر اینکه برخلاف این تقسیم بندی ها بویژه در مورد دستگاه شور آوازهای آن کاملا متفاوت و گاهی شبیه دیگر دستگاه ها هستند مثلا بیات ترک بیشتر از اینکه شبیه شور باشد مانند ماهور است و افشاری شبیه نوا و تا حدی سه گاه می باشد .
نکته دیگر اینکه اصول مرکب نوازی دقیقا مبتنی بر آگاهی از همین مطالب دارد و کسانی که بر این موارد تسلط داشته باشند براحتی می توانند از هر دستگاهی به دستگاه دیگر تغییر مقام بدهند و از نظر علمی هیچ محدودیتی برای مرکب نوازی وجود ندارد هر چند که تا کنون این کار برای همه دستگاهها مرسوم نشده است .

 

منبع : وبلاگ آوای الوند

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 18:14  توسط طایر | 

 

شب آرزوها

 ليله الرغائب اولين شب جمعه ماه رجب است كه براي آن اعمال و فضايل بسياري نقل كرده اند كه از آن جمله مي توان به روزه پنجشنبه و استغفار زياد اشاره كرد.

شب جمعه اوّل ماه رجب را ليلة الرَّغائب مى‏گويند و از براى آن عملى از حضرت رسول‏صلى الله عليه وآله وارد شده با فضيلت بسيار كه سيّد در اقبال و علّامه در اجازه بنى زهره نقل كرده‏اند از جمله فضيلت او آنكه گناهان بسيار بسبب او آمرزيده شود و آنكه هر كه اين نماز را بگذارد چون شب اوّل قبر او شود حقّ تعالى بفرستد ثواب اين نماز را بسوى او به نيكوتر صورتى با روى گشاده و درخشان و زبان فصيح.

شب آرزوها

پس با وى گويد اى حبيب من بشارت باد تو را كه نجات يافتى از هر شدّت و سختى گويد تو كيستى بخدا سوگند كه من روئى بهتر از روى تو نديدم و كلامى شيرينتر از كلام تو نشنيده‏ام و بوئى بهتر از بوى تو نبوئيدم گويد من ثواب آن نمازم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال بجا آوردى آمدم امشب بنزد تو تا حقّ تو را ادا كنم و مونس تنهائى تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دميده شود من سايه بر سر تو خواهم افكند.

در عرصه قيامت پس خوشحال باش كه خير از تو معدوم نخواهد شد هرگز و كيفيت آن چنان است كه روز پنجشنبه اوّل آن ماه را روزه ميدارى چون شب جمعه داخل شود ما بين نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز مى‏گذارى هر دو ركعت به يك سلام

و در هر ركعت از آن يك مرتبه حمد و سه مرتبه اِنَّا اَنْزَلْناهُ و دوازده مرتبه قُلْ هُوَ اللَّهُ

 اَحَدٌمى‏خوانى و چون فارغ شدى از نماز هفتاد مرتبه مى‏گوئى اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏

 مُحَمَّدٍ النَّبِىِّ الْأُمِّىِّ وَعَلى‏ آلِهِ پس به سجده مى‏روى و هفتاد مرتبه مى‏گوئى

 سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَالرُّوحِ پس‏سر ازسجده برميدارى وهفتاد مرتبه

مى‏گوئى رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ اِنَّكَ اَنْتَ الْعَلِىُّ الأَعْظَمُ پس باز

به سجده مى‏روى و هفتاد مرتبه مى‏گوئى سُبُّوحٌ قُدّوُسٌ رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَالرُّوحِ

 پس حاجت خود را مى‏طلبى كه انشاءاللَّه برآورده خواهد شد.

 

 التماس دعا

منبع: شبستان نیوز

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 17:12  توسط طایر | 
 

افسوس كوتاهي در كارهاي گذشته را با تلاش در آينده جبران كنيد.

                                                                    مسند امام هادي(ع) / ص۳۰۴

 

ماه رجب

 

 چكيده اعمال ماه مبارك رجب

از پيامبر گرامي اسلام (ص) روايت است كه رجب ماه بزرگ خداست و ماهي در فضيلت و حرمت به آن نمي رسد. جنگ و مبارزه با كافران در اين ماه حرام است و رجب ماه خدا، شعبان ماه من و رمضان ماه امت من است. پس در آن بسيار بگوييد: استغفرالله و اسئله التوبه ، يعني از خداوند آمرزش مي خواهم و از او خواستار توجه و احسانم.

اميرالمؤمنين علي (ع) فرمود: هركه از ماه رجب يك روز اول ماه يا وسط ماه و يا آخر ماه را روزه بدارد گناهان گذشته و آينده او (يه شرط تقوي) آمرزيده شود.

 

نماز در هر شب ماه رجب

در هر شب ، دو ركعت ، بعد از حمد سه مرتبه سوره كافرون و يك مرتبه سوره توحيد خوانده شود و چون سلام دهد دست ها را بلند كند و بگويد:

لا اله الا الله وحده لا شريك له ، لهُ المُلك و لهُ الحَمدُ يُحيي و يُميت و همو حيُّ لا يَموت ب‍يده الخير و هو علي كل شيء قدير و اليه المَصير و لا حول و لا قوه الا باالله العلي العظيم اللهم صلي علي محمد الني الامي و اله.

و بكشد دست ها را به صورت خود.

از حضرت رسول (ص) نقل است: كسي كه اين عمل را بجا آورد ، حق تعالي دعاي او را مستجاب گرداند و ثواب شصت حج و شصت عمره را به او عطا فرمايد.

                                                                   

دعا

                                                              التماس دعا

                                                       دوستدار شما مسطبا

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 23:58  توسط طایر | 
        عکس
سلام دوستان عزیز و وفادار

این دفعه چیزی نمینویسم !

راستش خودم هم خسته شدم و حوصله ام سر رفته.

به خاطر همین میخوام برای تنوع هم که شده تو این بخش براتون چند تا از عکس های خودم و دوستانم رو بزارم.

البته بعد از این عکس ها بازم براتون مینویسم ولی حتما بین نوشته هام برای رفع خستگی کارهای جالبی می کنم.

بهتره که بریم عکس ها رو ببینیم...

 

1

 از سمت راست:سعید/سید محسن/میثم/مهرداد/خودم  نمازخانه خوابگاه چمران

  1.3

از سمت راست: خودم/مهرداد/محمد علی         اردوگاه لشکر ۴۱ ثارالله در اهواز

 

5

بدون شرح

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 23:42  توسط طایر | 
        هزاران چرا؟
 

<<<...هزاران چرا...>>>

هزارن چرا

بعضی ها سلام
بعضی ها امیدوارم حال بعضی ها خوب باشه و خوش و سرحال باشید
بعضی ها راستی
چرا ما آدما حتما باید همه چیزو تجربه کنیم تا باور کنیم
چرا وقتی یکی که یه راهی رو رفته میگه نرو اشتباهه قبول نمیکنیم
چرا تا خودمون کلمون به سنگ نخوره باور نمی کنیم
چرا آدم نمیخواد از تجربه دیگران استفاده کنه
چرا باید خودمون همه چیزو تجربه کنیم
چرا ازاین غرور لعنتی یه ذره کم نمی کنیم تا بتونیم
چرا این غرور بی جا اجازه نمیده ما چیز درستو انتخاب کنیم
چرا این غرور بعضی وقتا نمی ذاره به حرف دل گوش کنیم
چرا این غرور نمی ذاره بعضی وقتا یه کلمه دوست دارم بگیم
چرا این غرور فکر میکنه با گفتن یه کلمه دوست دارم خودتو کوچیک کردی
چرا فکر میکنیم یه کلمه دوست دارم آدمو ذلیل میکنه
چرا به این فکر نمیکنیم که همین کله دوست دارم می تونه جه کارایی بکنه
چرا به این فکر نمیکنیم که یه کلمه دوست دارم می تونه یه دلو به دست بیاره
چرا فکر به این فکر نمیکنیم یه کلمه دوست دارم می تونه یه دل شکسته رو آروم کنه
چرا ما آدما با این غرور لعنتی زندگی می کنیم
چرا اصلا این تو وجود ما هست
چرا چرا چرا ؟
تا به حال فکر کردید که چقدر ضربه از جانب این غرور بی جا به آدم وارد شده
چرا باید ما همیشه اسیر باشیم
چرا ما باید نتونیم به این چیزا غلبه کنیم
چرا این آدم ضعیف که هیچ چیزی نمی دونه بوسیله این غرور فکر میکنه حاکم دنیاست
چرا ما آدما درباره همدیگه نمی تونیم درست فکر کنیم
چرا ما آدما نمی تونیم درباره یکدیگه درست قضاوت کنیم
چرا ما آدما نمی تونیم وقتی کسی رو می بینیم فوری از روی قیافه و طرز لباس پوشیدن اون فرد قضاوت نکنیم
چرا ما آدما به صورت همیدیگه توجه داریم
چرا ما آدما به سیرت همدیگه نگاه نمی کنیم . راستی
چرا صورت مهمتر از سیرت شده
چرا درون افراد دیگه برا کسی مهم نیست
چرا لباس پوشین نشانه شخصیت شده
چرا طرز حرف زدن مهمتر از محتوای حرف زدن شده
چرا ما آدما نمی تونیم درباره افراد پیش داوری نکنیم
چرا ما آدما نمی تونیم بدون ذهنیت قبلی از کسی در صورتی که اونو نمی شناسیم باهاش حرف بزنیم
چرا ما وقتی یکی بهمون میگه دوست دارم باور نمی کنیم
چرا وقتی کسی دوسمون داره همش میخواییم اونو امتحان کنیم
چرا نمی تونیم دوست داشتنو بدون امتحان باور کنیم
چرا عاقبت همه این امتحان های دوست داشتنا مردودیه
چرا دوست داشتن بدون امتحان باور کردنی نیست
چرا
چرا
چرا .......
چرا و هزار تا چرای دیگه که تو مخمه و دیگه نمی تونم بگم بقیه چرا ها باشه برای بعدا
چرا باید آخر هر متن بگم خدا حافظ

 

 یا علی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 10:29  توسط طایر | 

 

دو سال دیگر موسیقی ایران دگرگون می شود !!!

لطفی

موسیقیدانی در ارمنستان زندگی می کرد که کارش ساززدن بود. از صبح تا شب در خانه می نشست و با ویولن سلش فقط یک نت را می زد و تکرار می کرد. همسر او به ستوه آمده بود و هر روز خسته تر از دیروز سعی می کرد از راه یافتن صدای ساز او که جز همان یک نت نبود به گوش هایش جلوگیری کند. یک روز در شهر خبر پیچید که دسته ای ویولن سل نواز به شهر آمده اند و قرار است در میدان اصلی برنامه اجرا کنند. زن به همسرش خبر داد و راهی میدان اصلی شد. کنسرتی بود که در آن سازها غوغا می کردند و لحظه ای قرار نداشتند. دست های نوازندگان برخلاف شوهرش روی ساز ثابت نمی ماند، به تندی حرکت می کرد و نت های بی شماری را به اجرا در می آورد. زن از این همه تحرک و صدا به هیجان آمده بود. بعد از پایان کنسرت به خانه برگشت و برای همسر ویولن سل نوازش تعریف کرد که آن نوازندگان چه کردند و چه تحرکی داشتند و دستانشان روی دسته ساز مرتب بالا و پایین می رفت، گفت؛ کاش تو هم مثل آنها ساز می زدی. مرد نوازنده جواب داد؛ آنها دنبال همین یک نتی می گردند که من می زنم.
این داستان را محمدرضا لطفی تعریف کرد و دستی به سازش کشید که کنار او روی مبل آرام خوابیده بود. در خانه لطفی که نور ملایم آباژورها، تاریکی شب را شکوهی دیگر می بخشید، همه چیز حکایت از سکون و سکوتی داشت که نوازنده بزرگ ما را قبل از کنسرت در خود حل می کند. شمع های روی میز، گل های شناور در تنگ شیشه ای پر از آب، پنجره ای با پرده های گشوده که از تهران تابلویی غرق در نور ساخته بود و همسری هنرمند که مشتاقانه در انتظار دیدن لطفی بر روی صحنه است. آرامش لطفی، فردا شب تبدیل به خروش می شود و کاخ نیاوران را در می نوردد. او بعد از ۲۴ سال دوباره درایران به روی صحنه می رود و با سازش حالی دیگر خلق می کند.
● شما از بدو ورود به ایران مباحثی را مطرح کردید که واکنش های مختلفی به دنبال داشته و بعضاً این واکنش ها تند بوده است. شما با چه هدفی از شیوه کمانچه نوازی و چگونگی آموزش موسیقی انتقاد کردید و آیا انتظار چنین واکنش هایی را داشتید؟...

برای مطالعه تمام مصاحبه روی گزینه ادامه مطب کلیک نمائید...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 2:2  توسط طایر | 
 

ز

 

فاطمه اي طليعه عشق! اي بهانه هستي! اي عصاره وجود رسول(ص)!

پيش از تو خداي عالم، بهانه اي براي آفريدن نداشت. عشق بي معنا مانده بود.

فخر، فروتني، بزرگي، آبرو، زيبايي و كمال همه واژه هايي تهي، بي فروغ و بي نشان بودند.

تو اما با طلوع خود برگستره زمان، عشق را معنا كردي؛ فخر را مايه مباهات شدي؛ فروتني در مكتب تو درس افتادگي آموخت؛ بزرگي، اوج از بلنداي تو يافت. آبرو حتي از تو آبرو گرفت؛ زيبايي را تو زينت بخشيدي؛

و ... بالاخره كمال نيز بواسطه تو تكامل پذيرفت.

گاه شكفتن تو، لبخند رضايت بر لبان خدا جاري بود، فرشتگان هل هله كنان شعر سرور مي سرودند، عالم غرق در اشتياق بود، محمد(ص) اما در پوست خود نمي گنجيد.

مانده ام از تو چه بگويم؟ چگونه  بگويم؟ كه قلم درمانده از ستايش توست؛ تويي كه:

تجلّي خدايي و خداي تجلّي؛

كه تمام حسني و حسن تمام؛

كه دخت يكتاي رسولي و يكتا دخت رسول؛

كه كوثر حقيقتي و حقيقت كوثر؛

كه چشم روشن رسولي و روشناي چشم رسول (ص)؛

كه محبوبترين همسري و همسر محبوبترين؛

كه فخر كمالي و كمال فخر؛ 

كه تجسّم عصمتي و عصمت مجسّم؛

كه حقيقت ژرفي و ژرفاي حقيقت؛

كه طهارت محضي و محض طهارت؛

كه...

 

gol 2

 

تو اما با طلوع خود برگستره زمان، عشق را معنا كردي؛ فخر را مايه مباهات شدي؛ فروتني در مكتب تو درس افتادگي آموخت؛ بزرگي، اوج از بلنداي تو يافت. آبرو حتي از تو آبرو گرفت. 

تاريخ هرگز از ياد نخواهد برد آن بامداد رؤيايي،‌آن پگاه شگرف كه تو در وجود آمدي، گاه شكفتن تو، لبخند رضايت بر لبان خدا جاري بود، فرشتگان هل هله كنان شعر سرور مي سرودند، عالم غرق در اشتياق بود، محمد(ص) اما در پوست خود نمي گنجيد، كودكان شادمانه اين و آن سو مي پريدند. زنان، بر مادر تو، خديجه، رشک مي بردند.

و اينك...

تو آن ماه تمامي كه روزي از مشرق سرزمين وحي درخشيدن گرفتي و امروز عالميان همچنان سرگشته و سرمست از حضور شكوهمند تو... 

 

منبع : تبیان

 

اینجانب ولادت با سعادت دخت نبی اکرم ، مادر تمام شیعیان و فرزندش امام خمینی (ره) را به دوستداران اهل بیت(ع) و مسلمانان جهان مخصوصا شما ایرانیان عزیز تبریک عرض می نمایم

                                                                                                                          یا علی 

                                                                                                                       سید مسطبا

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 14:49  توسط طایر | 
        درد دل
  
درد دلی بین خدا و بنده گنهکارش
 
  
خدایا با من قهری ...!!!
بنده ی من نماز شب بخوان که یازده رکعت است...
 -
خدایا! خستـه ام، نمـیتوانم نیمه شب یازده رکعت بخوانم!
بنده ی من! قبل از خواب این سه رکعت را بخوان...
-
خدایا! سه رکعت زیاد است!
-
بنده ی من! قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو
-
خدایا! من در رختخواب هستم و اگر بلند شوم، خواب از سرم میپرد!
-
بنده ی من! همان جا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله...
-
خدایا! هوا سرد است و نمـیتوانم دستانم را از زیر پتو بیرون بیاورم!
-
بنده ی من! در دلت بگو یا الله، ما نماز شب برایت حساب میکنیم.....
بنده اعتنایی نمیکند و مـیخوابد.....
-
ملائکه ی من! ببینید من این قدر ساده گرفته ام، اما بنده ی من خوابیده است. چیزی به اذان صبح نمانده است، او را بیدار کنید، دلم برایش تنگ شده است،امشب با من حرف نزده است...
-
خداوندا! دو بار او را بیدار کردیم، اما باز هم خوابید...
-
ملائکه ی من! در گوشش بگویید پروردگارت، منتظر توست...
-
پروردگارا! باز هم بیدار نمـیشود!
اذان صبح را مـیگویند، هنگام طلوع آفتاب است...
-
ای بنده! بیدار شو، نماز صبحت قضا مـیشود...
خورشید از مشرق سر برمـی آورد. خداوند رویش را برمـیگرداند.
ملائکه ی من! آیا حق ندارم که با این بنده قهر کنم؟
وای نه ... !
خدای مهربونم..... با منم قهری.....؟؟!
ولی باز هم خدا من رو می بخشد ...
و باز هم ... !
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 18:15  توسط طایر | 
خموشانه
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام دوستان
این وبلاگ رو بنده راه اندازی کردم تا به امید حق یه کار فرهنگی و هنری انجام بدم. البته پیرو سخنان مقام معظم رهبری, که ما میخوایم جلوی فرهنگ سازی غرب رو تا حد توانمون بگیریم.
همین...!

با عضویت در خبرنامه از به روز شدن وبلاگ با خبر شوید





Powered by WebGozar


لوگوی ما
لطفا برای تبادل لینک و لوگو حتما تو قسمت نظرات مطلعم کنید...

      خموشانه    

 

لسيت دانلودها
خوابهای طلایی
نمونه صداي تار
آواز مثنوي افشاري
آرشیو دانلودها
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
آرشیو موضوعی
شعر و موسیقی
مذهبی
اخبار داغ
مناسبت ها
گفت و گوی ادیان
فرهنگ و هنر
سینما
حدیث و جملات بزرگان
طنز
عکس
تاریخ
دانلود
پاسخ انتقادات
حرف دل
پیوندها
پایگاه اطلاع رسانی مهدویت
سید شهیدان اهل قلم
مرکزاطلاع رسانی مؤسسه آوینی
آستان قدس رضوی
پایگاه حدیث
پایگاه اطلاع رسانی شیعیان
دفتر مقام معظم رهبری
براي هر وبلاگ نويس ايراني
مرد آريايي
نگاهي به تاريخ موسيقي ايران
خانه موسيقي
اخبار موسيقي
هنر و موسیقی
مولانا موزيك
سايت بزرگداشت مولانا
وبلاگ عشق سه تار
وبلاگ ماه بنی هاشم
وبلاگ خلوت گزیده
وبلاگ يا لثارات الحسين
وبلاگ در بــــــه در در راديو جوون
وبلاگ عطر نرگس
وبلاگ بانك مقالات فارسي
وبلاگ ني نامه
وبلاگ دلشدگان
وبلاگ شهيد زنده سيد محمد انجوي نژاد
وبلاگ شعر و موسیقی
وبلاگ نیزار
وبلاگ ساز شناسی
وبلاگ دانلود مداحي
وبلاگ شبرنگ 10
آمار بازدیدکنندگان
نظر سنجي

مرد آرياييني نامه